خیلی ها می خواهند احساس خود را عوض کنند، اما راهش را نمی دانند. سریعترین راه برای تغییر احساس ، این است که مرکز توجه خود را عوض کنید. اگر دلتان می خواهد هم اکنون حالت بد شود، راهش بسیار آسان است. یکی از وقایع دردناک زندگی خود را به خاطر آورید و تمام حواس و توجه خود را به آن حادثه معطوف سازید. اگر به اندازه کافی در آن باره فکر کنید، مسلماً حالتان بد خواهد شد.

خیلی مضحک است که ما بنشینیم و از اول تا آخر یک فیلم بد را بارها و بارها تماشا کنیم. البته شما چنین کاری نمی کنید، اما در عوض می نشینید و در سینمای ذهن خود فیلم چرندی را بارها و بارها می بینید. این تجربه نشان می دهد که چگونه هر کس می تواند به سادگی احساسات ناخوشایندی را در خود به وجود آورد، و چقدر مهم است که انسان بتواند مرکز توجه خود را تغییر دهد. حتی در شرایط بسیار سخت و دشوار، می توانید به این مطلب توجه کنید که «چه می توان کرد؟» و یا «چه عواملی می توان استفاده کرد؟»

اگر می خواهید هم اکنون حال خوشی پیدا کنید، باز هم بسیار آسان است. توجه خود را به چیزهای خوشایندی جلب کنید که در زندگیتان اتفاق افتاده اند. چیزهایی که مایه شادمانی و سعادت شما، دوستان و خانواده تان بوده و باعث شده اند که نظر بهتری نسبت به خود و دیگران پیدا کنید. می توانید به چیزی فکر کنید که هم اکنون نسبت به آن شکرگزار هستید. یا به آینده ای که در رویاهای خود ساخته اید فکر کنید و پیشاپیش دچار هیجان شوید! بدین ترتیب، انرژی کافی به دست می آورید، تا بتوانید آن رویاها را عملی کنید.

مثال ساده ای را برایتان می آورم . فرض کنید به میهمانی رفته و یک دوربین فیلمبرداری با خود برده اید. اکنون دوربین را تنظیم کنید و آن را به چپ بچرخانید تا متوجه یکی از گوشه و کنارهای اتاق شوید. در آن جا زن و شوهری مشغول بگومگو هستند و وقتی به حرفهای آنان دقت می کنید، حال خودتان هم بد می شود و خشم و اندوه آنان به شما هم سرایت می کند. وقتی انها را مشاهده می کنید ، احتمالاً با خود می اندیشید «چه زن و شوهر بدبختی! چه میهمانی مزخرفی»

فرض کنیم که همان شب، دوربین را به طرف گوشه دیگری از اتاق تنظیم کرده اید. در گوشه راست اتاق، چند نفر دور هم جمع شده اند و مشغول لطیفه گویی و خنده هستند، صدای انفجار خنده به گوش می رسد! حالا اکر کسی از شما بپرسد «میهمانی چه طور بود» خواهید گفت «خیلی عالی بود، خوش گذشت.» مطلب بسیار ساده است:

چیزهای بسیاری است که انسان می تواند به آنها توجه کند، ولی بسیاری از ما فقط به چیزهای وحشتناک و اموری که از اختیار ما خارج هستند توجه می کنیم.

می دانید چرا مسأله توجه و تمرکز این قدر مهم است؟ تمرکز باعث می شود که جهان را به گونه خاصی ببینیم و اعمال معینی از ما سر بزند. آیا توجه به امور، در احساسات ما نیز اثر می گذارد؟ مسلماً چنین است.

تمرکز می تواند واقعاً جان شما را نجات دهد. گاهی در جاده زندگی به طرف موانع منحرف می شویم و احساس می کنیم که کنترل خود را از دست داده ایم.

در زندگی نیز چنین است. پس از این که به هدف معینی متوجه شدید، مدتی طول می کشد تا به آن سو حرکت کنید. این هم دلیل دیگری است بر این که باید هر چه زودتر به خواسته های خود توجه کنید و منتظر نشوید تا مسائل خود به خود حل شود.

این مطالب چه ربطی به شما دارد؟ ربطش این است که هر وقت من و شما دچار مشکلی شدیم به راه حل آن مشکل فکر می کنیم. یعنی به چیزی توجه کنیم که آن را می خواهیم، نه چیزی که از آن می ترسیم. راجع به هر اتفاقی که بیشتر فکر کنید، همان اتفاق برایتان می افتد.

درباره تغییر مرکز توجه، تصمیم گیری، تغییر باورها سخن گفتیم. آیا در یک روز می توان بر همه این فنون مسلط شد؟ نه این کار نیز شبیه بدنسازی است. عضلات، ناگهان برجسته و پیچیده نمی شوند. اتفاقی است که ذره ذره می افتد، اما اطمینان داشته باشید که با کمی «تغییر توجّه» می توانید، تغییر زندگی را در واقعیت زندگی خود ایجاد کنید.

منبع: "موفقیت برای همه - اکرم مقدم"